تبليغاتX
احساسی سرنوشت ساز
$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
____,;'*___'_.*__________________*___ '*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,,
*.°
?
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O....°
............o°°O.....o
...........O..........O
............° o o o O
......................?
...................?
...............?
...........?
........?
....?
.?
*?´¨)
¸.-´¸.-?´¨) ¸.-?¨)
(¸.-´ (¸.-` ??´¨) ?.-´¯`-.-

عزیزان متشکر از نظراتون بازم بیاید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:41  توسط تارا  | 

اطلسی ها چه قدر عبوس مینگرند به چیزهایی که در کتابها نیست

چرا که این اطلسی های دوست داشتنی هرگز پای از جدول محدود خود فراتر نمیگذارند

آنها با چشم تیزبین و موءدب پدیده های ÷یرامونشان را مینگرند

و آنها را به زیبا و زشت به وال عظیمالجثه و حشره ای کوچک طبقه بندی میکنند

آنها با کمال ناز و تکبر هر چیز را یا خشن میبینند یا لطیف ...

وقتی که مردها با چکمه های کار از کنارشان میگذرند آنها تا ریشه لطیف و نازک خود سرخ میشوند

هر زبان نجیبی آنها را به هیجان می آورد

چندان که برای شنیدن بانگ خروس گوش میخوابانند

البته آنها همچنان عقیده دارند که شوخی های شیرین و موءدبانه برای هر کسی مجاز است

اما این را نیز دریافته اند که حتی چشم بندی بازی پرسر و صدا  و خشنی است...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:46  توسط تارا  | 

با تو ام ای همه خوبی راهیه کدوم  دیاری آخه با این اسب چوبی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:7  توسط تارا  | 

این روز ها تعطیلات و سرما از خیلی کارهامون مارو وامیداره اما فرصتهای دیگه ای رو هم به ما میده

مثلا" میشه مثل من بیایم و بعد از ماهها وبلاگمون رو آپ کنیم

میشه کتاب  بخونیم ... میشه یک نفر از کسایی که مدتهاست ندیدیمشون رو ببینیم

میشه از پنجره بیرونو نگاه کنیم میشه بیشتر فکر کنیم

 

بگذریم ولی باید از فرصتها استفاده کنیم

باید لحظه های با هم بودن رو غنیمت بشمریم 

باید  ..باید  ..باید ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:20  توسط تارا  | 

"پر قدرت"

در نور آفتاب

در مد خیابان و اقیانوس مینویسم

هرجا که آواز سر دهم

تنها شب آواره مرا باز میدارد

اما در فاصله - فضا جمع میکنم 

و سایه ذخیره میکنم.

  ( پابلو نرودا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 18:56  توسط تارا  | 

شاعری،آغازدل را باختن!

شاعری یعنی به پایان تاختن...

شاعری،تنهایی دست و قلم

شاعری یعنی به دنیا باختن!

***

هر نوای ساده ای را در خیال

میشود با حس خود آراستن

 من سوار باد بی پروای شعر

میروم تا سوختن تا ساختن...

***

شعر یعنی اتحاد ذهن و تن

شاعری یعنی به پایان تاختن...


سلام دوستای عزیز

این شعر رو همین الان سرودم اونم در حین تایپ کردن تو همین صفحه

شاد باشید

تا بعد" با اقتباس از نویدعزیز"... یا حق

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 17:49  توسط تارا  | 

سر به سرم نذار که خیلی خستم

با من باشی من تورو میرستم

از آسمون از آدما بریدم

چشمامو روی کهکشونا بستم

 

منو میخوای بگو بذار بدونم

ساده از عشق و عاشقی بخونم

من از سکوت اون نگات میترسم

بگو بگو که من یشت بمونم....


سلام دوستان وبلاگ نویس عزیز و وبلاگ خوان !

امیدوارم سرزنده و سربلند باشید...

این شعر رو همین الان در حال نوشتن توی وب از خودم در کردم 

خوشحال میشم با نظرات و انتقاداتتون من رو سر افراز کنید.

تا دیدار بعد

بدرووووووووووووووووووووود

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:26  توسط تارا  | 

بزرگترین گناه ممکن

                         یشیمانی ست...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 2:20  توسط تارا  | 

 

در مقام حرف

بر لب مهر خاموشی زدن...

 تیغ را زیر سپر

در جنگ پنهان کردن است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 3:23  توسط تارا  | 

هر گاه از خوش بختی دیگران خوشحال بشی ...

نهال خوشبختی ات به گل خواهد نشست

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 3:37  توسط تارا  | 

 
Copyright © 2008. All rights reserved. Contact: Navid Designed by Iran Download